تبليغاتX
بروبچز دانشوران
اینجا ته تهشه

درود

گــــــــــــوگرد

بعد از نزديك به 115 روز برگشتيم.بهتره از بعد از عيد شروع كنيم.خيلي سخته كه بشه نزديك به 3 ماه را توي يك پست نوشت.حتي بيهقي هم از اين كارا نكرده بود.

از بعد از عيد ديگه كلاس ما تعطيل شد و بايد تو خونه مي نشستيم و واسه كنكور آماده مي شديم.بعد از نزديك به يك ماه نوبت به امتحانات پايان ترم شد.حداقل خوبي اين امتحانات اين بود كه تنها جايي بود كه همه ي بروبچز دور هم جمع مي شدند و با آرمان هاي مقدس خود تجديد ميثاق مي كردند.

امتحانات ترم هم بعد از 20 روز تمام شد.و نوبت يك ماه آخر رسيد كه موقع جمع بندي آموخته هاي 12 سال تحصيل بود.

مطابق تصوير گري هايي كه قران از قيامت كرده كنكور را بي شباهت به قيامت نميشه دونست.اگه فرض كنيم كنكور قيامت باشه اون يك ماهه آخر هم مثل لحظه هاي آخر عمر هر انساني مي مونه كه آخرين زورهاش هم واسه راهيابي به بهشت مي زنه.(تشبيه در حد تيم ملي بود)هر چي هم كه به كنكور نزديك ميشيم ارزش وقت را بيشتر مي دونيم.خلاصه روز كنكور هم رسيد و كنكور دانشگاه سراسري را هم داديم.مي گفتن كنكور نسبت به سال هاي قبل سخت تر بود.البته اين صرفا حرفيه كه خود كنكوري ها مي زنند.هر سال هم همينطور بوده.كنكوري هاي سال قبل هم ميگن ماله اونا سختتر بوده.سال هاي بعد هم همه همينو مي گن.

پنجشنبه هم كه كنكور دانشگاه آزاد بود و ما قزوين امتحان داشتيم بالام جان.البته بالام جان مي گن قبول شدن توي دانشگاه قزوين كاري نداره ولي كسي جرات نداره خم شه وسوالاي آزمون را از روي زمين برداره.مي گن هر كي خم شه ديگه تمومه يعني مطمئنا قبوله و و مرحله ي سخت آزمون همون برداشتن سوالاته بالام جان.

در ارتباط با قزوين بهتره اين عكس را كه مربوط به وروديه قزوينه ببينيد.اينجا

اين عكس هم مربوط به پوستريه كه شهرداري قزوين توي سطح شهر پخش كرده.اينجا

اينجا بد نيست به خاطر معنوي تر كردن فضا يك جمله هم از امام كه هر ساله روي دفترچه ي سوالات دانشگاه آزاد مشاهده ميشه را بخونيم:

حضرت امام خميني(ره): من اميدوارم که شما آقايان وسايرين کمک کنيد تا اين دانشگاه که به پيشنهاد آقاي هاشمي تاسيس گرديده و پيشنهاد خوبي است فعاليتش زياد گرديده و توسعه يابد.

الان هم كه وضعيت ما برزخيه نمي دونيم تو بهشتيم تو دنياييم.كنكور قبوليم يا نه.

از كنكور كه بگذريم مرحله ي سخت تر مرحله مرتب كردن اطاقم بود.بر اثر بي توجهي كه توي اين مدت نسبت به وضعيت اطاق داشتم تو جاي جاي اطاق اثرات قارچ و كرم و جلبك و خزه مشاهده مي شد.حتي توي قسمتي از اطاق چندين پلانكتون فسيل شده بودند و از اون نقطه مقاديري نفت به دست اومد.

بالاخره به هر كيفتي بود دوران دبيرستان ما هم كه دوران پرخاطره اي بود به پايان رسيد و تا يكي دو ماه ديگه يا يك پشت كنكوري محسوب ميشيم و يا يك دانشجو.

با پايان يافتن دوران دبيرستان عمر اين وبلاگ هم رفته رفته به پايان رسيد.

اين عكس را ببينيد.مربوط به تجهيزات فوق پيشرفته ي ما براي عكسبرداري از كلاس و معلما ست.

آپلود و
بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت

اگه دقت كرده باشين تمام عكس هايي كه قبلا از معلما تو وب مي گذاشتم دورشون يك حاشيه مشكي يا نارنجي داشت.اون حاشيه مربوط به جامدادي بود.ما دوربين را داخل جامدادي مي گذاشتيم و از سوراخي كه توي جامدادي بود از معلما عكس مي گرفتيم.يك بار همين عكسبرداي ها نزديك بود سرمون را به باد بده ولي سهند حتي زير سختترين شكنجه هايي كه توسط مسئولين مدرسه انجام مي شد حاضر به دادن اطلاعات نشد.

اين عكس هم مربوط به شاگردان دبستان فردوسيه و عكس مال 53 سال پيش.

آپلود و
بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت

عكس را از وبلاگ لاكومه برداشتم.اگر مي خواهيد توضيحات بيشتري راجع به عكس بخونيد به اینجا سر بزنيد.

اين عكس هم مربوط به آخرين روز امتحانات ماست.متاسفانه اون موقعي كه ما داشتيم اين عكس و مي گرفتيم هنوز همه ي همكلاسي ها نيومده بودند آپلود و
بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت

.صميمتي كه توي اين عكس بين مسئولين مدرسه مشاهده مي شه هيچ جاي ديگه اي نمي تونيد پيدا كنيد.كي مي دونه شايد اين عكس ما را هم 50 سال ديگه يكي ديگه زد تو وبش و از اين عكس چند تا مهره ي درشت دراومد.

واسه من كه مي تونه خيلي لذت بخش باشه وقتي چندين سال ديگه دوباره توي وب برگردم و خاطرات را مرور كنم.

در آخر هم جا داره از هم تشكر كنم مخصوصا دوستاي خودم يعني بروبچزchemical brothers از همه كساني كه توي اين مدت وب را خوندند.و از همه ي كسايي كه سوژشون كرديم و سوژمون كردند.

اميدوارم تهش مثل پايان تمام فيلم هاي ايراني نشده باشه.

بـــــــدرود.

پايان

 

نوشته شده توسط گوگرد در شنبه پانزدهم تیر 1387 ساعت 16:35 | لینک ثابت |