تبليغاتX
بروبچز دانشوران

سلام

«کتابی که به دست زن ها نوشته بشه از این بهتر نمیشه»

این جمله را آقای زحمت کش در حین تدریس هندسه بیان کرد.تو این چند مدت جنجالی ترین کلاس ها کلاس حسابان و هندسه بود.البته اگر دین و زندگی را کنار بگذاریم چون دینی کلا جنجاله.آقای زحمتکش«معلم حسابان و هندسه» هم کلی از دست بچه ها شاکی شده.یک بار که دیگه خیلی عصبی شده بود کلا یک ردیف از بچه ها را از کلاس بیرون کرد(حدودا 13 نفر).این طوری که آقای زحمت کش می گه کلاس ما در طول تدریس 28 سالش بی سابقه بوده و قراره یک سری از دوستاش که دکتر مهندسند را بیاره تا رو ما تحقیق کنند.البته داره تمام تلاشش را هم می کنه تا بچه ها را به راه بیاره و رام کنه. تا حالا هم 3721 بار این جمله را تو کلاس بیان کرده«صب کن بیــــــــــنم!!!فک کردین من می ذارم شما برید امتحان نهایی آبروی من را ببرید».البته انگار توی دانشوران دختران هم یک چنین وضع مشابهی وجود داره چون امروز دو نفر از دانش آموزان را از کلاس بیرون کرد.

امروز صبح قبل از اینکه کلاس شروع بشه بچه ها داشتند تو کلاس والیبال بازی می کردند(بروبچز از هر فرصتی برای ورزش کردن استفاده می کنند) که ناگهان یکی از بچه ها را جو گرفت و یک سرویس پرشی زد.توپ هم مستقیم خورد وسط عکس امام عکس امام هم از اون بالا افتاد پایین وشیشه اش پـــــــودر شد.دمش گرم آقای شجری سریع اومد شیشه ها را جمع کرد و ماجرا را یک جوری درست کرد.خدا وکیلی عجب آدم بامرامیه این آقای شجری.

امروز سر زنگ جبر و احتمال دستم را کردم تو جیبم تا دستمال کاغذی در بیارم یهو آقای قناعتی گفت موبایل تو دستته؟؟منم گفتم نه.فلوئور هم حرف من را تایید کردو و گفت اصلا قیافش به آدم های موبایل دار می خوره؟؟بعدش آقای قناعتی با یک عکس العمل سریع صحبت را به سمت وبلاگ کشوند.گفت من از همون اول که شما اومدین اینجا می دونستم وبلاگ دارید و مرتب بهش سر می زدم تا اینکه خداحافظی کردید.بعد ازش پرسیدیم آدرسش را از کجا آوردی گفت من یک سری منابع اطلاعاتی دارم حتی ممکنه نزدیک ترین دوست شما جزوش باشه.ولی آقای قناعتی هنوز نمی دونه که سیا و موساد تحت اختیار ما هستند.

با این وضعی که داره پیش می ره فک کنم معلم ها تا چند وقت دیگه بیان تو وب نظر هم بدهند.تو کامنت های پست قبلی هم یک نظر بود که گفت وبلاگ شما در لیست وبلاگ های انزلی به ثبت رسید بعد که پرسیدم آدرس وب را از کجا آوردید گفتند یکی از خوانندگان وب آدرس را برای ما ایمیل کرد.جالب اینه که نام فامیلی مدیر اون سایت با نام فامیلی مدیرمون یکیه.شما اگه جای من بودین چه فکری می کردین؟؟؟تمام ملت فهمیدن ما وب داریم.حالا با این وضعیت آدم نمی تونه هر چی دلش می خواد تو وب بنویسه و سطح آزادی بیان میاد پایین ولی شاید دفعه ی بعد یک عکس تو وب زدم.

پس تا دفعه ی بعد خداحافظ

نوشته شده توسط گوگرد در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385 ساعت 20:56 | لینک ثابت |
انتخابـــــــات

سلام

خبر مهم:اگه شنبه مدارس تعطیل شد زیاد تعجب نکنید

انتخابات شورا انفجار نور بود.این چند وقته بحث انتخابات چه قدر داغ بود.امروز با فلوئور یک دور رفتیم خیابون چه خبر بود!!!.خدا کنه تمام سال انتخابات باشه.از همون سر میدون که حرکت می کردی داخل ستاد اول آهنگ های گروه پسران آفتاب را گذاشته بودند.ستاد بعدی آهنگ افشین(شیطونک را گذاشته بود).ستاد بعدی داشتن جنگ(جیم را مرفوع بخوانید) اجرا می کردند.ستاد بعدی هم آهنگ هنگامه(یا تو یا هیچ کس دیگه) را گذاشته بودند.فک کنم منظور این ستاد آخری از گذاشتن این آهنگ این بود که یا رای سفید بدید یا تک رای به کاندیدای مربوطه بدید.خلاصه اینکه تو شهر کارناوال به راه انداخته بودند.یک طرف شهر این جوری بود یک طرف دیگر هم که ستاد های تبلیغاتی خبرگان رهبری بود داخل ستاد آهنگ هایی به سبک نوحه(محمد نبودی ببینی...)گذاشته بودند.

بحث انتخابات اینقدر داغ بود که به داخل مدرسه هم کشیده شد.تبلیغات داخل دانشوران دو روز قبل از اینکه تبلیغات به طور رسمی در شهر شروع بشه شروع شد و هر کدوم از بچه ها عکس کارت ها وپوسترهای تبلیغاتی فک و فامیل و دوست و آشنا را می آوردند و تو مدرسه پخش می کردند.

امروز هم که دیگه علنا داخل مدرسه شروع کرده بومدند به خریدن رای.یکی از بچه ها می گشت و می گفت 10 نفر جمع کنید تا به کاندیدای مربوطه (اسم نمی برم که تابلو نشه) تک رای بدهند واون فرد هم در ازای این کار می گذاره پنج جلسه به طور مجانی بروید سالن ورزشی(حجاب).آدم زیر دوش حمام سیگار بکشه ولی خودش و رایش را اینجوری نفروشه.

از دانشوران دختران هم خبر می رسه که محبوب ترین شخصیت در حال حاضر حسینی بای هست.می گن این جناب حسینی بای خیلی خوش تیپه.نمی دونم ازکی تا حالا خوش تیپی هم ملاک انتخاب شده.اگر خوش تیپی هم ملاک باشه که اگه من و فلوئور خودمون را کاندید می کردیم از کل کشور می آمدند تا تو انزلی به ما رای بدهند.

تو این هفته هم از آقای طاها و نظری پرسیدیم رای می دهید یا نه هر دو تاشون گفتند نـــــــــــــــه.وقتی این دو شخصیت والای مدرسه ی دانشوران که سرد و گرم روزگار را چشیدند رای نمی دهند ما چرا الکی بریم شناسناممون را رنگی کنیم.

دیگه حرفی نیست پس تا دفعه ی دیگه خداحافظ.

پ.ن1:خواستم این دفعه در مورد اتفاقات این چهار هفته بنویسم ولی دیدم مهم ترین بحث روز انتخاباته.

پ.ن2:جریان این رای سفید دادن چیه؟؟؟؟؟

پ.ن.3:با رفتن به پای صندوق های رای مشت محکمی به دهان آمریکا بزنید فقط مواظب باشید مشت هاتون کتنترل شده باشه وگرنه از بازی اخراج می شید.

نوشته شده توسط گوگرد در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385 ساعت 22:9 | لینک ثابت |
شــــــــــــــــــــــــروع 3باره

سلام

ما برگشتیم.به قول شاعر که میگه :«رفته بودم فضا ولی برگشتم.هنوزم تو این بازی به من می گن سرلشگر.صد تا سربازه بام.کسی هم تو کل این بازی قدرت نداره اندازه ما.کسی شاخ نمی شه پس واسه ما».امروز چهار هفته از سه شنبه ی سیاه(همون سه شنبه ای که وب را پاک کردم) می گذره.تو این مدت اتفاقات مختلفی افتاد.ولی مهم تر از همه این بود که دوست و دشمن را شناختیم.جا دارد همینجا که صحبت از دوست و دشمن شد یک تشکر از تمام برو بچزی که به آغاز به کار مجدد کمک کنند یک تشکر بکنم.یک تشکر هم از آبجی که تو تغییر وب کمک کرد.

یکی از عللی که باعث شد وب را دوباره راه بندازیم به درخواست مکرر شرکت مخابرات و آی اس پی های مختلف بود.می گن بعد از تعطیلی وب آمار متصل شدن به اینترنت و خرید کارت های اینترنتی به طرز وحشتناکی کاهش یافته بود.و بسیاری از شرکت های تولید کننده کارت های اینترنتی ورشکست شدند.

دو تا مطلب مهم هم بگم. یکی اینکه از این به بعد دیگه از معلم ها تو کلاس عکس نمی گیرم و تو وب نمی زنم.هنوز هم کلی عکس دارم که هنوز تو وب نزدم ولی بیخیال عکس زدن شدم تا بهونه ی بیخودی دست منتقدین ندیم.یک مطلب دیگه هم اینه که احتمال داره چند نویسنده(حدودا 30 چهل نفر) به جمع ما اضافه بشوند.تاکنون هم صحبت های ابتدایی را با چند تن از نوادگان داستایوفسکی وصادق هدایت و زین الدین زیدان انجام دادیم .اسمشون را نمی برم تا بعدا سوپروایز(یک مرحله بالاتر از سورپرایز) بشید.

این پست هم صرفا جهت اعلام موجودیت بود.و اخبار کامل تر این چهار هفته را قردا تو وب می زنم.

اگر از خواندن مطالب این وب لذت می برید خواندن آن را به دوستان خود نیز پیشنهاد کنید.

تا دفعه ی بعد که به احتمال 93 درصد فرداست خداحفظ.

نوشته شده توسط گوگرد در سه شنبه بیست و یکم آذر 1385 ساعت 20:55 | لینک ثابت |