تبليغاتX
بروبچز دانشوران
یه up با بیشترین الکترونگاتیوی !!

سلام به همه دوستان عزيز اعم از دانشوراني و غير دانشوراني !

در اين پست هدف من اينه كه بعضي مسائل رو در مورد نوشتنم در وب بيان و شفاف تر كنم .

از روز اولي كه شالوده وب در ذهن گوگرد شكل گرفت و موضوع رو با من در ميون گذاشت تصميم گرفته شد كه ما با هم بنويسيم اما به دليل يك سري موضوعاتي كه مطرح شد موجب شد كه من مستقيما" ننويسم ! ولي باور كنيد به جونه بچم هميشه در تمام شادي ها و غم هاي اين وب سهيم بودم و ميشه گفت كه به نوعي حق آب &گل و اين حرفا ....

حالا هم كه مي نويسم مي خوام به 3 موضوع در مورد نوشتنم اشاره كنم :

1. من در درجه اول به كاري كه دوست دارم مي پردازم و اون هم بررسي comment ها و كلا" commenting است ! پس فك نكنيد از شر من راحت شديد !

2. من در مورد مدرسه يا بهتر بگيم اتفاقات مدرسه نمي نويسم چون گوگرد هست و به نوعي استاده ! به جز اتفاقات مدرسه در مورد همه چيز مي نويسم .

3. الان يادم نيست بعدا" مي گم !

حالا يه كم گپ دوستانه با خوانندگان بزرگوار :

مي دونم كه در اوج محبوبيت و ... قرار دارم و اين رو مديون الطاف شما عزيزان هستم و همين جا از همه دوستان عزيز كه ما را در اين راه ياري كردند تشكر مي كنم ! در مورد محبوبيت اينو مي خواستم بگم كه زياد بين من و بقيه نويسنده ها فرق نذاريد ما همه دوست و رفيقيم و به قول معروف با هم ................ داريم !

لطفا" مسائل commenting رو با پست هاي من قاطي نكنيد و ما رو ديگه زياد مورد لطف قرار نديد ( البته اين ديگه اون يكي لطفه )

و اينكه پست الكترونيك من هميشه پذيراي انتقادات سازنده دوستان است ! البته به جز انتقاد پذيراي پيشنهاد هم هست و سفارش هم قبول مي كنم ! up هاي سفارشي قبول مي كنم و تبليغات هم قبول مي كنم ! آب حوضم خالي مي كنيم و....

خوب زياد طولاني نشه بهتره . از همتون متشكرم كه تا اينجا همراه ما بوديد و جدا" كمتر وبلاگي وجود داره كه اين خواننده هاي خوب و با وجود و با معرفت و به بيان كلي تر انسان هاي دوست داشتني ... دوست دارم عزيزم ...( خوب خراب شد انگار ) داشته باشه ! اميدوارم در ادامه هم با ما باشيد ! راستي من شنيدم خيليا از اينكه نظر بدن مي ترسن يا خجالت مي كشن اما يكي از دلايل تاءسيس وب دانشوران برقراري ارتباط بين دانشورانيها بود ( البته پسرا با پسرا دخترا با دخترا ) پس لطفا" همه خوانندگان از همين پست شروع كنيد و هر چقدر كوتاه هم شده نظر بديد ! مي بينيد كه چه حالي ميده !

متشكرم ( خيلي ازتون تشكر كردما ) ! قربونتون !

واسه دفعه بعد قول يه up انتقادي رو بهتون ميدم ! ( بوي قرمه سبزي مياد نه ؟ )

تا دفعه بعد ...

 

نوشته شده توسط در جمعه بیست و نهم دی 1385 ساعت 16:4 | لینک ثابت |
معارفه.عکس صدام.زنده باد فارس ها

السلام علیکم خدمت مشاهدین الکرام.اهلا و سهلا

واااای!!!فقط دو تا امتحان دیگه مونده.آخه یک ماه امتحان؟؟؟بازی های المپیک هم یک ماه طول نمی کشه.

آقای رضایی(معلم زبان فرنگی)یک امتحانی گرفته بود که من به شما اطمینان می دم اگه تو این امتحان نمره ی بالا بگیرید به راحتی در آزمون تافل قبولید(بعد این همه مدت فکر می کنید من دروغ می گم؟یعنی به من اعتماد ندارید) من که خودم به شخصه اگه این امتحان را تجدید نیارم به تمامی خوانندگان وب شیرینی می دم(باور ندارید؟).

امروز هم که امتحان عربی داشتیم.هم امتحان آسون بود و هم آقای پور علی(معلم عربی)نسبت به بچه ها لطف داشتند وراهنمایی های خیلی خیلی کوچیکی به بچه ها می کردند.

حالا هم امتحان دینی و ادبیات فارسی مونده.در ارتباط با دینی عرض کنم که خداوند وقتی انسان را آفرید گفت «و تبارک الله احسن الخالقین» همون موقع هم دستور داد به فرشته ها که به انسان احترام بگذارند.شیطان هم نافرمانی کرد و گفت من سجده نمی کنم خدا هم بهش گفت توغِلَط مي كني شیطان هم از همون موقع دلگیر شد و از درگاه خداوند بیرون امد.

یک خبر مهم هم اینکه امشب به دور هم جمع شدیم که در مراسم معارفه ی دو تن از نویسندگان جدید وب شرکت کنیم.ولی متاسفانه خودشون در مراسم شرکت نکرده اند.از این پس دو دوست گرامی ما را در امر نوشتن یاری خواهند کرد(عجب جمله ای شد).جزئیات بیشتر را هم می تونید در روزنامه های کثیر الانتشار مطالعه بفرمایید.

دفعه ی قبل گفتیم که صدام زندست و ما یک مدارکی را هم به دست آوردیم.(ولی شما باور نکردید).حالا این عکس را تو وب می زنم که باورتون بشهصدام

.این عکس زمانی که صدام قصد داشت با لباس مبدل وارد دانشوران بشه به طور ناگهانی گرفته شده.حالا در مورد اینکه چرا صدام دور و ور دانشوران می گرده حدس های بسیاری زده میشه.بعضی ها میگن قرار آمادگی دفاعی درس بده .بعضی ها هم می گن قراره چون آقای زحمتکش کهولت سن داره برکنار بشه و به جای ایشون صدام به تدریس بپردازه.بعضی های دیگه هم میگن اعضای جدید مجلس خبرگان  می خواهندرهبر را عوض کنند(البته این هیچ ربطی به صدام نداره).

نتیجه اخلاقی:صدام واقعی زندست و اونی که پای چوبه ی دار گفته مرگ بر فارس ها صدام واقعی نبود.

پس تا دفعه ی بعد خداحافظ.

پ.ن1:دفعه ی بعد منتظر آپ نویسنده ی جدید باشید.

نوشته شده توسط گوگرد در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 ساعت 22:2 | لینک ثابت |
امتحان.صدام.نمایشگاه.اسرائیل

سلام

نمی دونم چرا ولی وقت امتحانات اصلا حس آپ کردن نیست.66 درصد امتحانات را دادیم حالا 33 درصد دیگه مونده.اون یک درصد هم مال انضباطه.

امتحان حسابان و هندسه نسبتا خوب بود.جبر بدک نبود.شمی هم که دیگه غوغا بود.

آقای کیانمهر(معلم شیمی)سوالات بسیار آسون و واضحی طراحی کرده بود و درسرتاسر جلسه امتحان هم در مدرسه حضور داشت و به تمام سوال دانش آموزان جواب داد(یکی من دروغ نمی گم یکی پینوکیو).

امروز هم امتحان زبان فارسی داشتیم.امتحان سخت نبود ولی حدود چهل تا سوال داده بود آخه چه معنی داره.آدم کل درس را هم بلد باشه بالاخره یک هوو قاطی میکنه.

دو تا انتقاد هم وجود داره.چرا معلما سر امتحانات اول میا مدرسه ی ما بعد می روند داتشوران دختران.آخه آدم اول امتحان که سوال نداره.اواخر وقته که آدم به اشکال برمی خوره و اون موقع هم معلم گرامی سر جلسه حضور نداره.

دومی هم اینکه چرا بالای ورقه هایی که امتحانشون مشترکه اول اسم دانشوران دختران میاد بعد پسران.اصلا بحث سطح درسی و بهره ی هوشی را وسط نمی کشم چون حوصله ی کل ندارم ولی آدم از جنبه ی حروف الفبا هم حساب کنه حرف «پ» از «د» جلوتره..

امروز بعد از امتحان زبان فارسی رفتیم نمایشگاه کتاب(نمایگاه که نمیشه گفت یارو یک مغازه ی دو دهنه باز کرده توش چهار تا غرفه گذاشته چهار تا کتاب اهل بوق هم آورده اسمش را گذاشته نمایگاه).آنقدر اونجا خندیدیم که صاحب نمایشگاه ما را انداخت بیرون.تو نماشگاه بودیم دیدیم یکی از بچه ها که اصولا اهل کتاب و کتابخوانی نیست یک کتاب تو دستش بود گفت می خوام این کتابو بخرم.ما کلی تعجب کردیم بعد اسم کتاب را ازش پرسیدیم گفت چگونه دستشویی کنیم جالب این بود که کتابش مصور هم بود.

خوب شد صدام را کشتند وگرنه رسانه های ایران از بی برنامگی نابود می شدند.هر کانالی می زنی داره زندگی نامه صدام را میده.تو هر سایتی هم که میری یا بحث اینه که مقتدا صدر تو مراسم اعدام صدام بود یا نه یا هم فیلم صدام هنگام اعدام فیلم صدام در سردخانه صدام در قبر صدام در جهنم را گذاشته اند.

البته ما یک مستنداتی به دست آوردیم که نشون میده صدام زندست اگه اجازه دادند دفعه ی دیگه تو وب می زنم.

گفتیم این چند وقته معلم ها سرشون شلوغه وقت نمی کنند بیان وب پس فرصت مناسبیه که ازشون عکس بزنیم.

به نظر شما شغل این فردی که عکسش را زدم چیه؟؟به افرادی که جواب درست بدهند جایزه ای تعلق تمی گیره ولی برای سلامتی افرادی که پاسخ اشتباه دهند اجماعا یک صلوات خواهیم فرستاد.عکس آقای معلم(کلیک کن)

الف:معلم نقاشی(به دلیل طرح های کشیده شده روی تخته)

ب:مدرس داوری(به دلیل شباهت داشتن به آقای فنایی یکی از کارشناسان کارکشته ی داوری کشورمون)

ج:زندانبان(به دلیل دشته کلید به اون بزرگی که از کمربند ایشون آویزونه)

د:ماهیگیر(به دلیل اینکه مصرف دو وعده ماهی در هفته بسیار مفیده)

ه:سایر موارد(به دلیل نامعلوم)

تا دفعه ی بعد خداحافظ

پ.ن:ما می خواهیم اسرائیل را از نقشه ی جهان محو کنیم؟؟؟تا چند وقت دیگه خودمون نابود نشیم خیلیه.اون از مراسم اختتامیه بازی های آسیایی که اعراب ابوعلی سینا و ذکریای رازی را مال خودشون کردند و اون ها را عرب معرفی کردند این هم از کار بی بی سی و سی ان ان که باز هم خلیج فارس را خلیج عربی نام بردند.مسئولان ما هم که فقط سخنرانی کردن بلدند.اسرائیل را نابود می کنیم.

این آهنگ را هم دانلود کنید.جالبه عصار در مورد همین چیزها خونده.لینک دانلود آهنگ

پ.ن2:مهران مدیری و دارودستش هم دیگه شورش را با این تبلیغات در آوردند

نوشته شده توسط گوگرد در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385 ساعت 23:32 | لینک ثابت |
امتحانات

سلام

این چه وضعیه آخه.آدم امنیت شغلی نداره. اومدند به قول خودشون وضع تلفن ها را یک سر و سامانی بدهند زدند یک هفته تلفن ما را قطع کردند.من که می دونم کار.کار این اروپایی های نامرد.اول فوتبال ایران را بردند تو حالت تعلیق.بعد علیه ایران قطعنامه صادر کردند.بعدش هم اومدن تلفن ما را قطع کردند.

پنجشنبه ی هفته ی قبل هم به طور رسمی اومدند برنامه ی امتحانی را دادند.بعدش جناب آقای رضایی«معلم زبان»امده سر ما غر می زنه که چرا تاریخ امتحان را تو یک روزی گذاشتید که من تو مدرسه نیستم.انگار ما تاریخ امتحانات را مشخص کردیم.بعدش هم یک ساعت در مورد انتخابات و افرادی که رای آورده بودند صحبت کرد که هیچ کدومشون مورد تایید ایشان نیست.

هفته ی قبل هم از طرف مدرسه برای تمامی بچه ها دفترچه دانشگاه آزاد گرفتند.ببینید نرخ تورم تو ایران چه قدر بالاست که دفترچه ای که مدرسه 700 تومان گرفته بود روز بعد به قیمت 720 تومان به ما دادند.آقای حقیقی هم مسئولیت جمع آوری پول از بچه ها را به فلوئور محول کرد و گفت تا ملا خور نشده پول دفترچه ها را از بچه ها بگیر.

شنبه هم امتحان ترم کامپیوتر داتیم از چهار فصل کتاب.لازم به ذکر است که معلم مربوطه در کل ترم فقط یک ساعت به ما درس داده بود.حالا شما ببینید سرعت عمل چه قدر بالا بوده که تونسته تو اون یک ساعت چهار فصل درس بده.بعضی از بچه ها هم به نشانه ی اعتراض متوسل به روش تقلب شدند که از شانس بدشون دو نفرشون لو رفتند.اسمشون هم محفوظ.

از امروز هم تعطیلیم واسه امتحانات.فردا هم امتحان تاریخ داریم.تا پارسال بیشتر امتحانات با دانشوران دختران هماهنگ بود ولی امسال فکر کنم سوال ها متفاوت باشه.

آقای کیانمهرکه گفته می خوام سوال ها را جدا بدم.و یک سوالات سختی به این سال سومی های پسران بدم که دیگه به فکر شلوغ بازی نیفتند(این صحبت ها را در جمع بروبچز پیش دانشگاهی زد).البته من که به شخصه هفته ای دو وعده ماهی می خورم و همیشه از هم از ماکارونی غنی شده استفاده می کنم.واسه همین از امتحانات هیچ ترسی ندارم.مصرف این دو را به شما هم پیشنهاد می کنم.

تا دفعه ی بعد خداحافظ.

نوشته شده توسط گوگرد در سه شنبه پنجم دی 1385 ساعت 10:51 | لینک ثابت |