گـــــــــــــــــــوگــــــــــــــرد
سلام
شنبه با آقای ساسانی(تاریخ) کلاس داشتیم.بعد از اینکه آقای ساسانی چند جلسه متوالی به دلایل مختلف زیاد نتونسته بود درس بده و تاریخ یک کمی عقب افتاده بودیم آقای ساسانی این جلسه عزمش را جزم کرده بود تا حسابی بتونه درس بده
.ولی این بار هم نتونست بعد از اینکه بعد5 دقیقه درس داد بچه ها شروع کردن به پرسیدن سوال های متفاوت از گوشه و کنار تاریخ.بیشتر سوال ها هم از دو میز اول(میز ما و پشتیامون )بود.در همین حینی هم که آقای ساسانی مشغول جواب دادن به سوال های ما بود بقه بروبچز فرصت پیدا کردند که به هر کاری که دلشون می خواست دست بزنند.بعضی موقع ها صدای آهنگ از ته کلاس به گوش می رسید.![]()
شنبه با آقای صراف کوچک(مبانی) هم کلاس داشتیم .قرار بود بچه ها کنفرانس بدن.البته فقط 4 یا پنج نفر فرصت پیدا کردند.کنفرانس قلع در مورد سخت افزار رایانه بود.واقعا کنفرانس باحالی بود ولی اینقدر توش اصطلاحات و کلمات عجیبی داشت من که هیچی نفهمیدم.بعد از اینکه کنفرانس قلع تمام شد آقای صراف یک سوال برای اینکه حواس بچه ها جمع هست یک سوال در مورد موضوع کنفرانس قلع از بچه ها پرسید ولی فقط یکی دو نفر موفق به جواب دادن شدند.آقای صراف هم لطف کرد و از سایر بچه نفر یک نمره کم کرد.آخه من چه می دونم آیزا و ازا وزا چیه.![]()
البته آقای صراف یک بار دیگه هم در طول کلاس قدرتش را به رخ بچه ها کشید و یکی از بچه ها را تهدید کرد که با لگد اونو بیرون می اندازه
.این هم یک عکس از آقای صراف.
یکشنبه هم دو زنگ با آقای زحمتکش(حسابان و هندسه) و یک زنگ با آقای کیانمهر(شیمی) کلاس داشتیم.آقای زحمتکش هم مقرر کرد که شنبه هشتم اردیبهشت یک امتحان حسبان از ترم دوم ازمون بگیره.دمش گرم .خیلی لطف داره.![]()
دوشنبه زنگ اول با آقای قناعتی(جبر و احتمال) کلاس داشتیم.تقریبا جبر را تموم کردیم.آقای قناعتی هم مقرر کرد که دو هفته قبل از امتحانای ترم یک امتحان ازمون از کل کتاب بگیره.دمش گرم.خیلی باحاله.![]()
زنگ دوم دوشنبه هم با حاجی عاشوری(دینی) کلاس داشتیم.از ابتکارات جدیدی که بچه ها این هفته سر کلاس آقای عاشوری به کار بردند این بود که یک صدای سوت که واقعا صدای وحشتناکی را بود با بلوتوس به همدیگه دادند و هر وقت که حاجی عاشوری مشغول درس دادن بود اون صدا را با موبایلشون پخش می کردند.بعدش هم بعضیا سرشون را از به سمت پنجره برمی گردونند انگار که واقعا هواپیمایی در حال حرکت.![]()
یکی دیگه از بچه ها هم سر کلاس ماسک آورده بود و هر وقت حاجی عاشوری رویش را به طرف دیگه برمیگردوند اون ماسکشو می زد و باعث خنده ی بقیه بچه ها میشد.![]()
البته آقای عاشوری واسه اینکه جو کلاس را کنترل کنه همون اول یکی از بچه ها را بیرون انداخت ولی این کارش هم هیچ تاثیری نداشت.دم اقای عاشوری هم گرم.![]()
سه شنبه هم اتفاق خاصی تو کلاس نیفتاد.
امروز هم دو زنگ با آقای ارش(فیزیک) و یک زنگ هم با آقای پورعلی(عربی) کلاس داشتیم.
آقای پورعلی ورقه های امتحانمون مربوط به هقته قبل را تصحیح کرد و داد.نمره های یک چیزی در حد افتضاح بود.به همین خاطر آقای پورعلی گفت که یک امتحان دیگه تقریبا از کل کتاب ازمون میگیره.دمش گرم.خیلی عالی شد.![]()
موبایل آقای آرش هم که سه چهار بار تو کلاس به صدا در اومد.ما که آخر نفهمیدیم کی اون همه اصرار داشت زنگ بزنه.![]()
The 33
حدود یک ماه و خرده ای از اکران فیلم 300 می گذره و هنوز هم صدای اعتراض هایی از سراسر کشور میرسه.بعضی ها واسه این موضوع یک آهنگ خوندند بعضی های دیگه هم مقاله ها مختلفی نوشتند.ولی بروبجز ما تصمیم گرفتند یک جور مقابله به مثل کنند چون از قدیم گفتند موشک جواب موشک .![]()
قراره به همراهی بچه های کلاسمون یک فیلم بسازیم به اسم 33.جریان فیلم هم از این قراره که بعد از حمله هواپیما ها و بمب افکن های آمریکایی به ایران و حرکت اونها به سمت تاسیسات هسته ای ایران برای نابود کردن آن ها بروبچز ما تصمیم به دفاع از میهن می گیرند.و با سنگ به این هواپیماها حمله می کنند و باعث نابودی تمام این هواپیما ها می شوند
.بعدش هم همین 33 نفر بدون اینکه کوچکترین زخمی برداشته باشند به فلسطین حمله می کنند و فلسطین را از وجود هر گونه اشغالگر پاک می کنند.
بعدش به آژانس هسته ای حمله می کنیم.البرادعی را از کار برکنار و رییس آژانس امین را به دلیل اینکه خدمات شایانی به دبیرستان دانشوران کرده و بارها ماشین در اختیار دانش آموزان دانشوران قرار داده به جای البرادعی رییس آژانس هسته ای میکنیم.
در پایان هم شر بوش این شیطان زمانه را کم می کنیم.ولی چون در فیلم 300 چهره ی خشایارشاه مانند زنان بود ما هم چهره ی بوش را به شکل زنان ترسیم می کنیم یعنی این شکلی:
تا دفعه ی بعد خداحافظ
+دم همه ی معلما گرم![]()
گـــــــــــــــوگـــــــــــــرد
سلام
یکشنبه 12 فروردین با بچه ها دسته جمعی رفتیم سینما فیلم اخراجی ها.نمی دونید که چه خبر بود.انقدر شلوغ بود که اگر یک سوزن بین جمعیت می انداختی چهارصد نفر می گفتند آخ!!!![]()
بعضی ها هم تو سینما به فکر مسائل جانبی بودند.خواستم با بلوتوس یک فایلی را واسه یکی از بچه ها بفرستم یک لیست بند بالایی از بلوتوس های روشن اومد.![]()
دوشنبه 13 فروردینهم برای به در کردن 13 به همراه خانواده رفتیم خزر ویلا..یک فرد خبره در امور گره زدن سبزه به ما گفت اگر واقعا می خواهید که بختتون باز بشه باید سبزه را دقیقا 7 بار گره بزنید نه کمتر و نه بیشتر.پس اگه دیدید بختتون تا حالا باز نشده بدونید مشکل از تعداد گره هاست.راستی فرنوش هم اونجا بود.
عجب رقصی می کرد این فرنوش.چه قدر هم معروف بود همه میشناختنش جز من.![]()
خب بریم سراغ مدرسه.
مدرسه تو سال 86 انگار یک تغییرات مثبتی کرده.اول از همه اینکه لیست خوردنی هایی که اقای شجری تو بوفه ی مدرسه می فروشه بلند بالاتر شده.از جمله اضافه شدن مانچی و چند نوع بیسکوییت جدید.تورم هم رو قیمت وسایلی که اقای شجری می فروشه هیچ تاثیری نگذاشته فقط قیمت نوشابه گرون تر شد.
آقای زحمتکش هم که در سال گذشته بعد از اینکه زنگ تفریح هم می خورد ما را حدود 10 دقیقه تو کلاس نگه می داشت تو سال جدید معمولا 1 دقیقه قبل از انکه زنگ بخوره اجازه ی مرخصی میده.زنگ های آقای آرش هم اندکی از اون حالت کثالت بارش در اومده البته فقط اندکی.![]()
دوشنبه این هفته با آقای عاشوری(دینی) کلاس داشتیم.آقای عاشوری اومد سال نو را خوشرویی آغاز کنه و کسی را از کلاس بیرون نندازه ولی آخر زنگ نمی دونید کلاس به چه روزی افتاده بود که.از آخر کلاس صدای سگ سوسیسی و دلفین می اومد.از وسط کلاس صدای جغد می اومد از جلو هم صدای شیهه ی اسب می اومد.![]()
آقای نظری هم جدیدا من و فلوئور را با اسامی شیمیاییمون صدا می کنه.امروز به فلوئور گفت فلوئور گوش کن گوگرد داره ازت سوال می پرسه.![]()
من و فلوئور هم رفتیم تقریبا کچل کردیم.این اقدام انقلابی بازتاب گسترده ای داشت.آقای زحمتکش بعد از دیدن این حرکت گفت منم می خوام تو تابستون برم موهای را تیغ بزنم و بعد کلاه بزارم.![]()
تا دفعه ی بعد خداحافظ.
پ.ن1:
این عکس را ببینید که پتاسیم از یزد گرفته.معلوم میشه یزد هم دانشوران داره ولی باز هم میگیم که:میگن همه دبیرستانای اونا شبیه ماست-----می گن همه دبیرستانای اونا شبیه ماست
دانشوران یکیه از خز تا خلیج فارس.

پ.ن2:
می خواید بدونید که املای اسمتون به زبان ژاپنی چه شکلیه؟؟؟پس برید اینجا:اینجا کلیک کنیدپ.ن3:
پست نی نی را هم بخونید.حدودا یک ساعت قبل از من اپ کرد.پ.ن4:
این خبر را هم بخونید.واسه بعضیا می تونه جالب باشه.اینجا کلیک کنیداول بگم از دست این همکارای فعال که دیگه وب و نت رو فراموش کردن و شدیدا درگیر درس خوندن هستن
جناب گوگرد فکر می کنم درگیر همون جریانی شدن که چندیست فلوئور عزیز رو از ما گرفته
خب حالا فعلا از گله و شکایت بگذریم
این هفته سرتاسرش برای ما تو مدرسه اتفاقای جالب افتاد
۱.زنگ زدن موبایل دو تا از بچه ها در کلاسهای سوم ریاضی و تجربی سر کلاس دو معلم نه چندان خشن(یکیش کیانمهر بود)
۲.فرار از مدرسه
۳.واکسن
حالا از بالا به پایین براتون تعریف می کنم
یکی از بچه های بخت برگشته و بد شانس مدرسه موبایلشو با خودش می یاره مدرسه
و خاموشم می کنه اما از شانس بدش سر کلاس زبان ساعت موبایل زنگ می زنه
این دانش آموزم کاری نداشت جز اینکه بگه ببخشید اما خدا رو شکر معلم زن بود و زیاد گیر نداد(فکر نکنین من بودمااااااااااااااااااااااااااااااااا)
این تو ۳ ریاضی اتفاق افتاد اما در کلاس ۳ تجربی
بخت برگشته ای دیگر سر کلاس معلم رئوفی مثل کیانمهر دستش می خوره و موبایلش روشن می شه و صدایی هم ازش می یاد که به دفتر روانه می شه(البته می دونین که بسیار محترمانه )
و موبایلش هم توقیف می شه
اینارو گفتم که یادتون باشه اگه ساعت موبایلتون مشکل داره باتریشو در بیارین ببرین و دستتونم الکی این ور اون ور نره
دوم فرار از مدرسه بود که توسط چند تن از شر های کلاس انجام شد و همه ی مدرسه هم فهمیدن و ضایع شدن(آخه کدوم آدم عاقلی یک ربع مونده به زنگ جیم می شه حداقل از اول ساعت برین دلمون نسوزه)
سوم هم واکسن هپاتیت بود که این بار درد داشت آقای کیانمهر و طاها هم زدن اما نمی دونم چرا دردشون نگرفت(راستی آقای طاها از واکسن می ترسه)![]()
اینم حوادث مدرسه ی ما دیگه اخرای ساله و بچه ها شر شدن چه می شه کرد فعلا بابای تا های
عید همتون مبارک امیدوارم سال خوبی داشته باشین
خب سال ۸۵ با همه ی خوبی ها و بدی هاش گذشت
ما دانشورانیا که همه ی بحثای امسالمون درباره ی آقای زحمتکش و کیانمهر بود
امیدوارم این ترم کمی از قهر کردناشون کم شه و در سال جدید کمی متحول بشن(آمین)
خب این جناب گوگرد همش از همکاراش ایراد می گیره منو فلوئور به این فعالی
ما فعالیت های پنهان انجام می دیم همه هم می دونن
مخصوصا این جناب فلوئور انقدر فعال هستن که نگو و نپرس همه ی وب رو به تنهایی به اشغال در آوردن
راست می گمااااااااااااااااااااااااااااا
خب امروزم که روز اول مدرسه بود اما خب خداروشکر با جناب زحمتکش کلاس نداشتیم
عید هم گذشت و ما هم که داریم به امتحان نهایی روز به روز نزدیک تر می شیم
این جملمم با کمک ستاد کوفت کردن تعطیلات گفتم که بچه ها رو کمی به فکر درس بندازم
راستی مثله اینکه واقعا جناب فلوئور با وب قهرن چون از کامنتم دیگه خبری نیست
شما که می دونین من همکار خیلی فعالیم اما این جناب فلوئور(سال جدید غیبت نکن )اینو وجدانم گفت
حالا به هر حال من رسما از جناب گوگرد پوزش می طلبم به دلیل کم کاری
راستی دیدین عجب سیزده به دری بود
انتهای تفریحات حال همه ی ایرانم گرفت این بارون
خب ما فردا با جناب زحمتکش کلاس داریم و من از حالا فردارو پیش بینی می کنم که فریاد آقای زحمتکش بلند خواهد شد که تو ۱۳ روز لای کتابارم باز نکردیم
خدا به داد ما برسه البته شاید در سال جدید تحول حاصل کرده باشه خدارو چه دیدی
فعلا بابای تا های
گـــــــــــــــــوگـــــــــــــــرد
سلام
یک بوهای ناجوری میاد.![]()
چرا ناراحت میشید.به شما اعتماد دارم می دونم از شما نیست
.فکر کنم این بو مال سال 86 باشه.اصلا احساس خوبی نسبت به سال 86 ندارم.فکر می کنم سال بودار و پردردسری باشه.
البته شاید هم چون سال خوکه بو میده.![]()
هشدار
تمام بروبچز سال سوم دانشوران پسرانه از الان به فکر کنفرانس کامپیوترتون باشید وگرنه وقت کم میاریدا.معلم مبانیمون گفته هر کی باید در مورد یک موضوع کنفرانس بده.کنفرانس من در مورد وبلاگه.کسی می تونه متنش را واسم بنویسه من فقط از روش بخونم.؟؟![]()
![]()
چند تا عکس
یک سری عکس ها را پارسال گرفتیم و فرصت نشد که تو وب بزنم گفتم حالا که وقت هست و موضوع نیست حداقل این عکس ها را بزنیم.
این عکس مربوط به در دیوار کلاس اوله دانشوران دخترانست.واقعا عجب سلیقه ای دارند ولی فکر کنم دو ساله که این روزنامه دیواری ها هیچ تغییری نکرده.![]()
این عکس هم مربوط به برد اطلاعاتشونه
.
واقعا عجب امکاناتی دارند اینا.وسط برد هم یک اطلاعیه چسبوندند که مربوط به نکات انضباطیه بعضی از موارد درج شده در این اطلاعیه:
از آوردن دوست پسر خود در کلاس حتی الامکان خودداری فرمایید.![]()
دوست پسر خود را در کیفتان قایم نکنید.![]()
در کلاس از طریق تلفن همراه با دوست پسر خود هیچگونه ارتباطی برقرار نکنید.![]()
از آوردن دوربین عکاسی و ام پی تری پلیر در آموزشگاه خودداری فرمایید.(خودتون یک جوری به دوست پسر ربطش بدید)![]()
دوست پسر شما مال خودتان است پس در حفظ و نگهداری آن کوشا باشید.![]()
تعداد دوست پسرهای شما نشان دهنده ی شخصیت شماست.![]()
نکته:البته تو اون اطلاعیه به طور صریح به موارد بالا اشاره نشده این برداشت ما بود.
این هم دو تا عکس از سه تا از معلم های زحمتکش مدرسه(با آقای زحمتکش اشتباه نگیریدا).
این دو تا عکس به فاصله حدود 20 ثانیه از هم گرفته شده.ببینید تو همین 20 ثانیه شیوه ی قرار گرفتنشون تغییر میکنه.من فکر کنم این کار را می کنند که کسی به سیستمشون پی نبره.![]()
تو هر دو تا عکس هم نحوه ی قرار گرفتن پای آقای آتشی(کت پوشیده) با آقای نظری(کتاب زیر بغلشه) یکیه و این نشان دهنده تمرین فراوانه تا بتونن با هم هماهنگ بشن ولی آقای طاها (نه کت پوشیده نه کتاب داره) هنوز باهاشون هماهنگ نشده.
این عکس هم مربوط به یک تلفون عمومی روبه رویه بلواره
در آخر هم برید این عکس را ببنید.روی لینک کلیک کنید.
بــــــــــــی تربیت(لینک اصلی فیلتر بود لینکش را عوض کردم)
تا دفعه ی بعد خداحافظ.
پ.ن1:
کسی دفتر حسابان منو ندیده؟؟؟پ.ن2:
متاسفانه علیرغم میل باطنیم مجبورم امسال ازدواج کنم.فالم را خوندم نوشته بود افراد مجرد متولد ماه ... تو سال 86 ازدواج می کنند.منم مجبورم دیگه کاریش نمیشه کرد.
گــــــــــــوگــــــــــــرد

سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت/////بادت اندر شهریاری برقرار و بردوام
سال خرم فال نیکو مال وافر حال خوش/////اصل ثابت نسل باقی تخت عالی بخت رام
سلام
آغاز سال 1386 هجری شمسی و 2566 ایرانی خورشیدی بر تمام شما مبارک باد.واقعا حیف نیست آدم 2566 را بگذاره و بچسبه به 1386.حداقلش اینه که نشون میده ما خیلی خیلی وقت قبل از اسلام هم تمدن داشتیم و دیگه مجبور نیستیم به خاطر اسلام فرهنگمون را زیر پا بگذاریم.
به هر حال سال نوتون مبارک.ان شاء الله سال خوبی در کنار تمام اهالی خانواده و دوستان و عزیزانتون داشته باشید و به هر چی که می خواهید برسید.
سال 85 هم با تمام فراز و نشیب ها و با تمام تلخی و خوشیهاش تموم شد.در مجموع سال خیلی خوبی نبود ولی اگر از یک سری از حوادث تلخش فاکتور بگیرم می تونم بگیم که سال نسبتا خوبی بود.
سال 85 هم تموم شد.یک سال دیگه هم کنار هم بودیم.خندیدیم و خندوندیم.گفتیم و شنیدیم. دیدیم و شناختیم.شنیدیم و ساکت موندیم و ....
تو سال 85 هم وب پرکار بود.اولین آپ سال۸۵ را فکر کنم جوجو(اون jojoنه این جوجو)انجام داد.آخرین پست را هم که خودم نوشتم.در مجموع غیر خودم در خدمت 3 تا نویسنده ی دیگه هم بودیم(یکی از یکی دیگه فعال تر)
.تعداد بازدید کننده های دانشورانی هم خیلی خیلی افزایش یافت.مخصوصا این اواخر که معلم ها مرتبا (بی خبرانه) تبلیغ وب را می کردند. ![]()
نمی دونم تو تعطیلات چی کار کنم.این چند روز که همش شهادت بود.شهادت هم که باشه تلویزیون ملی میشه قبرستون.هیچی پخش نمی کنند.البته یکشنبه شبکه چهار سینمایی زیر نور ماه را داد که خیلی باهاش حال کردم.
اینترنت هم که داره خسته کننده میشه.نه کسی آن میشه.نه کسی وبش را آپ می کنه.نه کسی کامنت باحال می زاره.
تو 13 روز عید هم اگه موضوع گیر آوردم آپ می کنم.وگرنه آپ بعدی من میره بعد از تعطیلات.
باز هم آغاز سال 2566 شاهنشاهی را به همتون تبریک می گم .
پ.ن1:
سعی کنید اشتباهات سال گذشته را دیگه تکرار نکنید.پ.ن 2:
.دو تن از معلم هامون دوشنبه جلوی بهترین آجیل فروشی شهر واستاده بودند و می خواستند برند خرید کنند.بعد می گن معلم ها پول ندارند.پ.ن 3:
بیا و تو این سال نو یک جورایی آدم بشوعلافی بسه عمرت تلفه
ببین هر کی می بیندت می گه چه بی هدفه
نکنه تو سالی که تو سر کردی
زدی کارا رو بدتر کردی
کسی که باهات رفاقت داشته
پیچوندیش یارو رو خر کردی![]()
پ.ن4:
سایه ی حق.سعادت روح.سلامت تن.سلام عشق.سرمستی بهار.سکوت دعا.سرور جاودانه.اینست هفت سین آریایی پیشکش شما.![]()
امروز دو نفر از من آدرس و شملره ی تو را گرفتن که بیان پیشت.منم بهشون دادم.یکیشون خوشبختی بود اون یکی موفقیت.گفتن امسال میان سراغت.![]()
