گــــــــــــــوگــــــــــــــــرد
سلام
از امروز رفتیم تو تعطیلات پیش از امتحان.امروز آقای صراف ازمون امتحان مبانی ترم را گرفته.امتحانش نسبتا آسون بود.امروز کارت های حضور در جلسه واسه امتحان نهایی را هم بهمون دادند.حوزه امتحانیمون دبیرستان شهداست.شانس بیاریم از اونجا شهید برنگردیم خیلیه!!!![]()
این هفته ی آخری هم فکر کنم شوخیشون گرفته بود.به ما می گفتند می خواهیم ازتون امتحان بگیریم .بخونید.بعد که وارد کلاس می شدند می گفتند این کار را کردیم که شما درستون را بخونید و واسه نهایی آماده بشید.
در طول هفته ی گذشته دو روز کامل با آقای زحمتکش حسابان خوندیم.خیلی وحشتناک بود.خدا نصیب گرگ بیابان نکنه.زنگ آخر که خورد داشتیم از کلاس میومدیم بیرون تمام آب بدنمون خشک شده بود.یک چیزی مثل دو استقامت صحرانوردی بود.![]()
مثل اینکه درگیری های چند هفته اخیر در دانشگاه امیر کبیر و دیگر دانشگاه های کشور این بار به دبیرستان دانشوران دختران کشیده شده و همه خودشون را برای جنگ آماده کرده اند.ایم خاکریز را نگاه کنید که جلوی در دانشوران دخترانست.هنوز از آمار حادثه دیدگان خبری به دستمون نرسیده.
من دیگه آپ نمی کنم تا بعد از امتحانات.البته اون هم حتمی نیست شاید رفت تا مهر ماه.پس تا دفعه ی بعد خداحافظ.همگی تو امتحانات موفق باشید.
+راستی تو نظر سنجی هم فعلا آقای زحمتکش اوله.آقای صراف دوم و آقای طاها سوم.برای دیدن نتایج کامل نظر سنجی می تونید برید اینجا.برای دیدن نتایج اینجا کلیک کنید
++این عکس را حتما برید ببینید.مربوط به دیدار دانش آموزان با رهبر در بیت رهبریه.به نظر شما اون دو نفری که تو عکس بالاسرشون فلش هست مردند یا زن.هم استیلشون خیلی مردونست.هم به نظر میرسه ریش سبیل دارند.حتما نظرتون را بگید.برای دیدن عکس اینجا کلیک کنید
+++این شعر را یک جا دیدم خیلی خوشم اومد .فکر کنم مال اخوان ثالث باشه
چه روز ابري زشتي
ترشرو، تنگ و تار آنگه نه باراني، نه خورشيدي
نه چشمانداز دلخواهي
نه چشمي را توان و خواهش ديدي
اگر ابرست اين تاريك
چرا برحال ما اشكي نميبارد؟
و ما را اينچنين در انتظاري خشك و طاقت سوز
بكردار كويري تشنه ميدارد؟
تو هم خورشيد پنهان كاش گاهي ميدرخشيدي
و ميديدي چه دهشتناك روز ابري زشتيست
همان روز مبادايي كه ميگويند امروزست
بد و بيراه پيروزست
نه ديروز و نه فردايي
نه ايماني، نه امّيدي
نه باراني، نه خورشيدي
.گــــــــــــــــوگـــــــــــرد
سلام
اول از همه روز معلم بر تمامی معلمین مبارک البته با دو روز تاخیر.گفتیم به مناسبت روز معلم یک نظرسنجی تو وبلاگ بگذاریم ببنیم محبوب ترین معلم از نظر بچه ها کیه. ازمعلم ها هم کسانی واسه این نظر سنجی انتخاب شدند که تقریبا هم تو مدرسه ی پسرانه درس می دهند و هم دخترانه.
برای شرکت در نظر سنجی اینجا کلیک کنید روی این لینک کلیک کنید
دوشنبه کتاب جبر را تمام کردیم.آقای قناعتی هم تاریخ امتحان جبر را واسمون مشخص کردیم.تقریبا می خواد از کل کتاب واسمون امتحان بگیره.مـی فـهمـی؟؟؟![]()
سه شنبه هم کتاب هندسه و ادبیات فارسی را تمام کردیم.آقای زحمتکش هم می خواست یک تاریخی را واسه امتحان هندسه و حسابان تعیین کنه ولی با بچه ها به توافق نرسید.مـی فـهمـی؟؟؟![]()
چهارشنبه هم به دلمون صابون زدیم که چون روز معلمه احتمال داره معلم هامون دست به اعتصاب و اعتراض و از این جور کارها بزنند ولی وقتی صبح وارد مدرسه شدیم دیدیم معلمامون همه توی دفتر نشستند متوجه شدیم این جور کارها واسه تو فیلم هاست و معلم های ما این کاره نیستند.مـی فـهمـی؟؟؟![]()
پنجشنبه هم که بردنمون اردو.اردوی خوبی بود.همین که با بچه ها دور هم بودیم خودش کافی بود.اونجا والیبال و فوتبال هم بازی کردیم.
تمام بازی های فوتبال با داوری آقای صراف برگزار شد.داور یک مشکل کوچولو داشت که اون هم این بود که زیاد تحت تاثیر جو بود.کافی بود بهش بگی خطا و داور هم خطا می گرفت.![]()
یک تیم پنج نفره هم تشکیل دادیم که والیبال بازی کنیم.تیم ما از افرادی تشکیل شده بود که تا حالا تو عمرشون پنج بار بیشتر توپ والیبال به دستشون نخورده بود.و تیم ما در مقابل تیم مقابل ترکید واقعا.تنها حرکت موثر من تو این بازی این بود که یک بار خطای تور کردم.![]()
ولی تمام اردو یک طرف.مسیر برگشت هم یک طرف.کلی نوشابه و کیک زیاد اومده بود واین نوشابه ها و کیک های اضافی تو اتوبوس ما بود.بچه های ما هم نامردی نکردند و در عرض کمتر از پنج دقیقه کار این کیک و نوشابه ها راساختند.10 دقیقه آخر هم راننده اتوبوس بهمون حال داد و ضبط ماشینش را روشن کرد و بچه ها وسط اتوبوش شروع کردند به رقصیدن.مردم کنار خیابون هم که می دیدند یک سری
آدم دارند وسط اتوبوس می رقصند واقعا تعجب زده می شدند.خلاصه منظره ی خیلی باحالی به وجود امده بود.
این هم یک سری عکس از اردو.اونی هم که صورتش نورانی هست نه امامه نه پیامبر فقط کفت صورتم را ننداز مت هم صورتش را فیلتر کردیم.مـی فـهمـی؟؟؟![]()
فردا هم که تعطیلیم.علتش را هم نپرسید.یکشنبه و سه شنبه این هفته هم به طور کامل با آقای زحمتگش کلاس داریم.یعنی 10 ساعت.عجب استقامتی باید داشته باشیم.
تا دفعه ی بعد خداحافظ.
+تو مسابقه ی جهانی کلیک شرکت کنید.برید تو این سایتی که لینگش را گذاشتم و اونجا رو اون قسمتی که نوشته کلیک. کلیک کنید.جام جهانیه کلیکه.رتبه ی ایران فعلا ۳۲.حتما شرکت کنید.نفری ۱۰ تا کلیک هم کنید کافیه![]()
واسه شرکت در مسابقه اینجا کلیک کنید
++شرکت در نظرسنجی یک وظیفه ی ملی.با شرکت در نظرسنجی بار دیگر مشت محکمی در دهان آمریکا بزنید.
+++می فهمی؟؟؟![]()
گـــــــــــــــــوگــــــــــرد
سلام
هفته پیش یک روز صبح داشتیم می رفتیم مدرسه.تو کوچه ی مدرسه پر از صندوق کمیته امداد بود.همشون هم پاره پوره بود.از ساکنان بومی منطقی هم پرسیدیم که جریان چیه کسی نمی دونست.این چند تا عکس را ببینید.
"
دوشنبه پیش هم امتحان دینی داشتیم.بچه ها زیاد نخونده بودند و همه به دلشون صابون زده بودند که وسط جلسه کتاب باز کنند ولی آقای عاشوری(معلم دینی) قبل از امتحان با یک حمله گازانبری از تمام بچه ها خواست که کتابهاشون را بگذارند روزی میز و به خاطر همین تیر بروبچز به سنگ خورد.
البته با این اوصاف باز هم چند نفری تقلب کردند و آقای عاشوری که خیلی آماده و روی فرم بود تقلبشون را گرفت
.موضوع درس جلسه قبل دینی هم در مورد تشکیل خانواده و از این جور چیز ها بود.بروبچز ما هم که همه با جنبه.سوال های خنده داری می پرسیدند که.
آقا اجازه همونجوری که ازدواج خواهر و برادر حرامه ازدواج پدر و مادر هم حرامه؟؟؟«نظر شما چیه»![]()
از دیگر حوادث مهم هفته گذشته هم این بود که 4 یا پنج تا کتاب را تموم کردیم.
پنجشنبه این هفته هم قرار ببرنمون اردو.واسه چهارهزارمین بار مرواید خزر(یک جایی تو 20 کیلومتری انزلی).از سال سوم دبستان یا دارند میبرند اردوگاه غرب یا گل اور و یا مروارید خزر.
هر چی به این در و اون در زدیم که ببرنمون رامسر نشد که نشد.بعد هم سعی کردیم مسئولین را مجاب کنیم که بریم جمکران اما باز هم نشد.
عده زیادی از بچه ها اردو را تحریم کردند.ولی ما گفتیم این آخرین اردوی دانش آموزی واسه همین با تمام قوا داریم میریم.![]()
هفته قبل تو مدرسه هم یک نمایشگاهی برگزار شد که شامل روزنامه دیوار یا بروشور در مورد شغل های مختلفه .این نمایشگاه هر سال به همت بچه های سال اول برگزار میشه.از آقای هنرمند اجازه گرفتیم که از نمایگاه عکس بگیریم اون هم خیلی راحت اجازه داد.(جلل الخالق).البته عکس ها را سدیم گرفت.این هم عکس از نمایشگاه.
آقای صراف هم مشخص کرد که واسه امتحان مبانی چه درس هایی را باید بخونیم.جالب اینه که گفت بیشتر بدانید هم داخل امتحان هست.نمی دونم چرا این معلم ها خیلی زود یادشون می ره که خودشون هم یک روزی پشت این نیز و نیمکت ها نشسته اند.آقای صراف خدایی یک معلم همچین کاری میکرد با شما .شما چی کار میکردید؟؟؟![]()
آقای زحمتکش هم قرار بود این شنبه امتحان حسابان بگیره ولی کنسل شد.
نمی دونم چرا معمولا تو این آمارگیری های که در مورد خوشبخترین کشور ها صورت می گیره ایران معمولا آخرهای جدوله.ما که این همه خوشبختیم.تمام سال سرمون گرمه.![]()
یک مدت که بحث سر انرژی اتمی و قطع نامه های شورای امنیته.یک مدت بحث سر کاریکاتوریه که یک روزنامه نگار در مورد ترک ها یا پیامبر و یا ....کشیده.رییس جمهور هم که ماهی یک بار به یک استان سفر می کنه و تا یک هفته قبل و بعد از سفر سوژه جور میشه.یک مدت بحث سر فیلمه 300.![]()
حالا هم که مبارزه با بدحجابی سوژه اول تمام وبلاگ ها و رسانه ها و ....است.این عکس را چند وقت پیش تو یکی از وب ها دیدم خیل خوشم اومد.خیلی سوژه باحالی انتخاب کرده.نظر شما چیه؟
این آمارگیرها باید یک تجدید نظری تو جدولشون بکنند.ما که تمام سال سرگرمیم پس چرا آخر جدولیم؟؟
تا دفعه ی بعد خداحافظ.
