تبليغاتX
بروبچز دانشوران
اخراجی های 2- تولد وبلاگ

گــــــــــوگـــــــــرد

درود

29 روز از مدرسه گذشت.عجب اعجوبي هايي هستند بچه هاي ما.هنوز به يك ماه نكشيده باعث قهر معلم ها شدند .اونم نه يك معلم بلكه همه ي معلم ها.

دفعه ي قبل گفتم اگه به همين سرعت پيش بريم بايد شاهد قهر چند تا معلم باشيم.امروز اين اتفاق افتاد.

زنگ تفريح اول تموم شده بود و ما اومديم سر كلاس نشستيم ومنتظر بوديم تا آقاي زحمتكش بياد تو كلاس و تحليلي درس بده. .آقاي زحمتكش و آقاي كيانمهر در حال اومدن سر كلاس ها بودند.يهو يك سري از بچه ها تصميم گرفتند در يك حركت خودجوش اسم آقاي كيانمهر را صدا كنند.يكي از پشت گفت 1.2.3 و بعدش يك سري فرياد زدند كيـــــانمهـــر.

آقاي كيانمهر هم كه صداي بچه ها را شنيد سريع اومد سر كلاس و هفت نفر از بچه ها را فقط بر اساس ذهنيت بدي كه از قبل نسبت بهشون داشت از كلاس انداخت بيرون و بعد هم رو كرد به آقاي زحمتكش و گفت حسن(اسم كوچك آقاي زحمتكش) نرو سر كلاس.آقاي كيانمهر كه تمام كلاس هاي امروزش را كنسل كرد و نه سر كلاس سوم رفت و نه سر كلاس دوم و گفت تا عاملين اين حركت شيطاني مشخص نشوند و از مدرسه اخراج نشوند من هيچ كلاسي نمي رم .آقاي زحمتكش و آقاي نظري هم تريپ رفاقت گذاشتند و به خاطر آقاي كيانمهر سر كلاس ما نيومدند.به طوركل تمام معلم ها عليه كلاس ما موضع گرفتند و بايد منتظر يك انقلاب اسلامي صنعتي كبير فرانسه در مردسه باشيم.شايد اصلا اين امر منجر به انقلاب فرهنگي و تفتيش عقايد و ... بشه.

آقاي صراف(مدير) هم گفت يا هركي كه فكر مي كنه مقصره بياد خودش پروندش را از مدرسه بگيره و بره يا ما به طور كل امسال پيش دانگاهي را منحل مي كنيم و شما بايد بريد مدارس ديگه درس بخونيد.فكر كنيد پيش دانشگاهي منحل بشه چهقدر مي خنــــديم.

فردا هم تمام كلاس هامون به دليل حادثه ي امروز تعطيله و تمام اولياي دانش آموزان پيش دانشگاهي بايد بروند مدرسه تا تكليف مشخص بشه(حالا حالاها تعطيليم فكر كنم) مثل اينكه هيئت دولت هم جلسه ي اضطراري تشكيل داده و مي خواد به خاطر اين حادثه دو روز و سه شب عذاي عمومي اعلام كنه.

دوستاني كه مي خواهند كلاسشون تعطيل بشه ميتونند از اين شيوه استفاده كنند.

سه شنبه پيش جلسه اوليا و مربيان بود.ين هم عكس يك سري صندلي كه براي حضور اولبا آماده شده بود.احملب اوليا بايد براي نشستن روي اين صندلي ها بايد واسه همديگر قلاب بگيرند يا روي كول هم سوار شوند.

سایت تخصصی آپلود عکس و تصویر وبلاگهای ایرانی

چهارشنبه ها بايد زودتر بريم مدرسه.يعني بايد ساعت 7 صبح مدرسه باشيم.اون روز من و فلوئور با هم رفتيم.ساعت 6:30 صبح رسيديم دم در ديديم مدرسه تعطيله.گفتيم حالا بايد كلي منتظر بمونيم تا يكي بياد و در را باز كنه واسه همين منتظر مونديم و از ديوار پريديم داخل مدرسه.ساعت 6:50 آقاي حقيقي اومد و در مدرسه را باز كرد و ما را ديد كه داخل مدرسه ايم.بيچاره يك لحظه شوكه شد ولي كلا تجربه خوبي بود خيلي حال داد.

چهارشنبه پيش آقاي نبي نيا پشتيبيان قلمچي ما را خواست تا با هامون مشاوره كنه.ما هم رفتيم و كلي مورد مشاوره قرار گرفتيم.تو بين صحبتاش گفت شما اگه مي خواهيد تو كنكور و آزمون هاي قلمچي موفق بشيد بايد حس دخترانگي را توي خودتون تقويت كنيد. ما هم از خواهران حاضر در وب تقاضا داريم يا يك كم حس به ما بدهند يا راهكاري مناسب براي حل اين مشكل پيشنهاد كنند.

اگه از سال اول دبستان تا حالا حساب كنيم تا الان 11 سال درس خونديم و الان تو سال دوازدهميم.اگه توي اين سال ها روزي يك آيه قران را حفظ مي كرديم تا الان چهار تا مدرك ليسانس داشتيم و اين همه توي فكر كنكور نبوديم باور ندارين بريد اينجا.اینجا کلیک کنید

يا به جاي اينكه ميومديم دبيرستان مي رفتيم حوزه و آخوند مي شديم و بعدش هم يك غرفه ي احكام شرعي توي شهر مي زديم و 7 هشت نفر آدم اينجوري مجذوبمون مي شد.برای دیدن عکس اینجا کلیک کنید

اين هفته پنجشنبه هم كه ملوان با پرسپوليس بازي داره.اميدوارم كه بتونيم اولين باخت پرسپوليس را توي انزلي رقم بزنيم.توي اين بازي حتي اگه تماشاگران به افشين قطبي فحش هم بدهند مرحروم نمي شوند .چون قطبي پسر پسردايي فرح ديبا(همسر شاه سابق ايران) است و حتي ممكنه تماشاگران با اين كار از طرف كميته انظباطي و سران مملكت تشويق هم بشوند.بخشي از زندگي نامه رضا قطبي پدر افشين قطبي را مي تونيد از اينجا بخونيد.ویکی پدیا

بــدرود تا درودي ديگر.

دو سال پيش در يك چنين روزهايي وبلاگ دانشوراني ها متولد شد.

با تشکر از تمام دوستانی که در این مدت ما را یاری دادند .

 

نوشته شده توسط گوگرد در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 ساعت 23:48 | لینک ثابت |
آغاز مجدد 9 ماه تلاش تکرار نشدنی

گـــــــوگـــــــرد

درود

ديروز دومين هفته ي مدرسه هم به پايان رسيد.البته واسه ما بروبچز پيش دانشگاهي.امسال روزاي پنجشنبه و شنبه را به طور كامل تعطيليم.

امسال هم اول مهر مثل سال هاي گذشته شروع شد.اول آقاي صراف (مدير) يك سخنراني كوتاه كرد تنها فرقي كه سخنراني امسال آقاي صراف با سالاي گذشته داشت اين بود كه به ما يا آور شد استفاده از النگو و گردنبند در مدرسه مجاز نمي باشد(ما پسريما). احتمالا با اين رويه اي كه پسرا پيش گرفتند سال هاي ديگه بايد منتظر دادن اخطار در مورد استفاده از رژ لب و خط چشم در مدرسه باشيم.

روز اول با آقاي زحمتكش(هندسه تحليلي) و آقاي نظري (زبان و ادبيات فارسي) كلاس داشتيم.

روز دوم با آقاي عاشوري(ديني) وعبدالپناه(شيمي) كلاس داشتيم. زنگ ديني كه گل سرسبد تمام زنگ ها توي مدرسه است.نمي دونم آقاي عاشوري چه جوري بايد يكسال ما را تحمل كنه.

3 سال گذشته درس شمي را با آقاي كيانمهر داشتيم.ولي امسال معلممون عبدالپناهه.در كل روش درس دادن جفتشون شبيه همه.

سه شنبه هم يك ساعت تحليلي و دو ساعت فيزيك داشتيم.

چهارشنبه هم با آقاي رضايي(زبان) و آقاي قناعتي (ديفرانسيل) كلاس داشتيم.آقاي رضايي به محض ورود به كلاس طبق روال هميشگي چند نفر را تهديد كرد كه از كلاس بيرون ميكنه.

آقاي قناعتي هم همون حرفاي پارسال را بهمون زد كه اگه تو كلاس من غيبت نكنيد(منظور اون غيبت كردن نيست كه پشت سر ديگران حرف بزنيم) من بهتون نمره ي بالا مي دم و ...

هفته ي دوم هم دقيقا همون اتفاقات هفته ي قبل افتاد با اين تفاوت كه اين هفته معلم ها يكم بيشتر از دستمون شاكي شدند.احتمالا اگه با همين سرعت پيش بريم بايد طي يك يا دو هفته ي آينده منتظر قهر كردن چندتا از معلم ها باشيم.

يكي از چيزايي كه امسال خيلي به چشم مياد ترويج واشاعه ي فساد در مدرسه توسط مسئولين است.يكي از مصاديق عيني آن هم تشويق به روزه خواري در ايام ماه مبارك رمضان است.در اين عكس كه مي تونيد مشاهده كنيد بچه ها براي خريد اغذيه به بوفه ي مدرسه مراجعه كردند و در حاليه كه سال هاي گذشته در ايام ماه مبارك رمضان بوفه ي مدرسه تعطيل بود(برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید).

سایت تخصصی آپلود عکس و تصویر وبلاگهای ایرانی

چند وقته زندگيمون به طرز عجيبي به هستي پيوند خورده.تلويزيون را مي گيريم داره فيلم حاج يونس فتوحي با هستي(ميوه ممنوعه) ميده. ميريم سر كلاس ديني معلم ميگه خدا به همه هستي داده(به ما كه از اون هستي ها نداد).ادبيا فارسي مي خونيم به شعرحُسن و هستي برميخوريم.بلاخره اينكه هستي بدجوري به زندگيمون گره خورده.

يك سوال توي كتاب شيميمون داشتيم واقعا دلم نيومد تو وب نگذارم. به نظر شما جواب اين سوال چيه؟

در يك كارخانه ي توليد كننده نشاسته از آرد گندم انفجار مهيبي روي داده است.در كدام مكان احتمال وقوع چنين انفجاري بيشتر است؟انبار گندم يا انبار آرد؟

ديروز 10 مهر بود.آغاز جشن مهرگان.ايراني كه قبلا سرار جشن و سرور بود الان فقط عزا و مرده كشون و توسرزنون هست.براي آشنايي بيشتر با جشن مهرگان اين مطلب را بخونيد.اینجا کلیک کنید

بدرود تا درودي ديگر.

+فرض كنيد پاسور توي ايران آزاد بود.اینجا کلیک کنید

+اينم آگهي تو يك روزنامه براي استخدام يك غريق نجات محجبه.خيلي جالبه ها.غريق هم با چادر و مقنعه توي استخر بگرده.اینجا کلیک کنید

 

 

نوشته شده توسط گوگرد در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 ساعت 21:42 | لینک ثابت |