گــــــــــــوگـــــــــــرد
درود
بعد از مدت ها هوس به روز كردن به سرم زد.آخرين پست برمي گرده به قبل از امتحانات ترم اول.امتحانات ترم اول شروع شد ما دو سه تا از امتحانات را داده بوديم كه بعد از كلي سال توي انزلي يك برف حسابي اومد
.اين برف امتحانات ما را نزديك به دو هفته معلق كرد.برخورد مردم هم يا اين برف متفاوت بود. يك عده كه خوش خوشانشون بود. از قبيل پارو زن و پاروفروش ها و بيل فروش ها و چكمه فروش ها و كلي فروشنده ي ديگه.اين افراد اجناس را به قيمت خون باباشون مي فروختند.
يك عده ي ديگه نه قيمت را گرون كردند و ساعت خدمات دهيشون را هم در شبانه روز به مردم اضافه كردند. يك عده از مردم تو فقط تو خيابونا راه مي رفتند و زمين و زمان را فحش ميدادند.
از شهردار و فرماندار گرفته تا نماينده و رييس جمهور و...يك عده همش مي گفتند اين برف بلا بود بلا.
به عقيده اين گروه علت اين برف اين بود كه مردم در روز تاسوعا و عاشوراي سال گذشته آرايش كرده به خيابون ها اومدند و به همين دليل امام حسين بر اون ها غضب كرد
و كاري كرد تا مردم نتونند امسال روز تاسوعا عاشورا به خيابون بيان. يك عده ي ديگر گروه لا*يان بودند.اين گروه از ساعت 9 صبح از خونه ها بيرون مي زدند و تا ساعت 12 شب مشغول ل*س زدن با اين و اون بودند(بارش برف واسه اين گروه هم ثمرات زيادي به همراه داشت).گروه ديگر هم گروه بي غمان بودند.آخرين گروه هم گروه مردم عامه و زحمتكش بودند
در كل واسه ما برف نديده ها تجربه ي خوبي بود.احتمالا برف بعدي انزلي رفت تا 30 سال ديگه.
تاسوعا و عاشورا هم همزمان با اواخر هفته ي دوم برف بود. كلا هر سالي كه ميگذره از تعداد افراد حاضر در دسته هاي عزاداري كمتر ميشه و بر تعداد تماشاگرنما ها
كه كنار خيابون مي ايستند واسه تماشا اضافه ميشه.
بالاخره بعد از دو هفته از بارش برف مدارس باز شد.اين روز ها هم روز هاي خوبي بود. روزهاي برف بازي(ميشه گفت يخ بازي چون بعد از دو هفته تمام برف ها به يخ تبديل شده بود)اين بازي تا حدي خطرناك بود كه اگه يك تيكه از يخ ها به كله ي يكي مي خورد جابه جا ميمرد(ولي متاسفانه كسي نمرد يك كم بخنديم)
واسه همين هم هيجانش زياد بود.![]()
اين عكس را هم ببينيد كه مربوط يه روز اول بارش برفه و از حياط مدرسمون گرفته شده
.
البته همزمان با شروع امتحانات يك دستورالعمل از طرف اداره ي آموزش پروش اومد كه آوردن موبايل به مدرسه كاملا ممنوعه و موبايل بايد توسط مديران مدارس ضبط بشه و تحويل اداره ي آموزش پروش داده بشه.در واقع استفاده از موبايل در مدرسه مثل استفاده از ماهواره در ايران مي مونه.بعد از اتمام امتحانات و شروع ترم دوم هم كلاس ما تق و لق شد.يعني هيچ روزي نبود كه تمام دانش آموزان سر كلاس حاضر بشند.اين ريزش همينجوري ادامه داشته تا اينكه اين اواخر تعداد دانش اموزان در سر بعضي از دروس به نصف هم رسيد.
از ديگر حوادث هم اين بود كه آقاي حقيقي(ناظم) و آقاي صراف(مدير) ديگه كاري به كارمون نداشتند.به عبارتي از هدايت ما به راه راست نااميد شده بودند.
مدرسه را روي سرمون مي گذاشتيم ولي بازم كاري به كارمون نداشتند و فقط سري به نشامه ي تاسف تكان مي دادندو به بهانه ي اين كه ديگه مهمون اين مدرسه ايم حرفي بهمون نمي زدند.![]()
آخرين روزي هم كه به مدرسه ميريم يكشنبست و بعدش ديگه تعطيليم تا خرداد ماه.(مي خوريم و ميخوابيم خوندن واسه كنكور را هم موكول مي كنيم به شب قبل از كنكور)![]()
دو هفته ي پيش سر زنگ ديني موضوع درسمون در مورد فرهنگ اسلامي بود و اينكه توي كشور هاي غربي به مسائل اخلاقي پايبند نيستن.معلممون در حال توضيح بود و در همين بين گفت توي كشور سوئد مردم بدون لباس به ساحل مي روند
وهمين باعث خيلي از انحرافات است والا تا اونجايي كه ما مي دونيم سوئد دريا نداره{دوستان اطلاع دادند که مثل اینکه خیلی دریا داره} ولي از جوامع غير اخلاقي غربي كه همه چيزي را به صورت مصنوعي
درست مي كنند هيچ بعيد نيست كه ساحل و درياي مصنوعي هم داشته باشند حتي اگه اين فرض هم درست باشه هواي سوئد آنچنان سرده كه فكر كنم لخت شدن كنار ساحل همانا و مردن جا به جا هم همانا.![]()
پس از رد صلاحيت گسترده در انتخابات مجلس اين بار نوبت آقاي قناعتي
(معلم ديفرانسيل) بود كه اعضاي حذب راحت طلبان
را به دليل عدم اعتقاد و التزام عملي به كلاس ديفرانسيل فاقد نمره ي مستمر دونستند.به عبارت ساده تر امروزآقاي قناعتي سر كلاس حاضر شد و نمره ي مستمر تمام بچه ها را داد و كساني را كه دو يا بيش از دو جلسه غيبت سر كلاس داشتند فاقد صلاحيت براي گرفتن نمره ي مستمر دونست و مستمرشون را صفر داد.
پنجشنبه ي هفته ي گذشته هم مسابقات جام قهرمانان مدرسه برگذار شد و تيم ما(CHEMICAL BROTHERS) كه مدافع عنوان قهرماني بود با اقتدار كامل و با دو شكست متوالي از گردونه ي رقابت ها خذف شد.
البته به گواه جميع كارشناسان از جمله امير حاج رضايي تيم ما به مسائل پشت پرده باخت.اين عكس را بينيد كه از تيم گرفتيم .تعجب نكنيد دروازه بان تيم كره ايه
اين عكس هم مربوط ميشه به پيرهن تيممون .نزديك به 184 شركت خارجي با ما تماس گرفتند كه اسپانسر تيم بشن ولي ما به خاطر حمايت از مردم مظلوم فلسطين
حاضر به همچين كاري نشديم.
ولي به دليل سياست هاي مالي باشگاه اگر مايل باشيد پيراهن امضا شده ي هر يك از اعضاي تيم را با قيمتي مناسب به فروش مي رسونيم.
يك نما هم از پشت پيراهن ببينيد كه پشت پيراهن هركي نماد شيمياييش نوشته شد.
انتخابات:قبلا كه شهر من انزلی را مي ديدم فكر ميكردم كه واقعا هدف از ايجاد اين سايت چيه. سايتي متعلق به گروه شهر من انزلي كه توي شهر واسه خودشون دفتر اختصاصي و كلي دم و دستگاه دارند.سايتي كه هيچ پويايي نداره.تمام اخباري كه توش درج مي شه اخبار سايت ايرناست واين اخبار بدون ذكر هيچ منبعي توي سايتشون درج ميشه.شما اين دو تا عكس را ببنيدي تا بفهميد چي مي گم.اولين عكس مربوط به اخبار سايت شهر من انزليه و دومي مربوط به ايرناست لینک خبر در شهر من انزلی لینک خبر در ایسنا
اينا نه تنها منبع خبر را درج نمي كنند بلكه توي متن خبر هر جايي هم كه اسمي از ايرنا برده شده پاك ميكنند يا اينكه براي مثال حتما اين دو عكس را ببينيد.عکس اول مربوط به شهر من انزلی عکس دوم مربوط ایسنا
سرويس وبلاگنويسي انزلي بلاگ هم متعلق به همين گروه شهر من انزليه. سرويسي كه ادعا مي كنه اولين سرويس وبلاگنويسي در انزليه در حالي كه سايت پرشين وبلاگ توي اخبارش نوشته سرويس سرويس انزلي چي اولين سرويس وبلاگنويسي در انزليه(براي متوجه شدن موضوع روي لينك ها كليك كنيد)
اما توي اين ايام انتخابات هدف از ايجاد اين سايت كاملا واسه من مشخص شد.به نظر ميرسه اين سايت فقط واسه تخريب رقيب هاي آقاي خسته بنده واقعا نمي دونم اين چه بازي كه طرفدار هاي آقاي خسته بند راه انداختند.از نظر اين ها هر كسي كه متولد انزلي نباشه صلاحيت نمايندگي انزلي را نداره.حتي اگه از سن 6 هفت سالگي درانزلي ساكن باشنداين دو لينك را بخونيد تا متوجه بشيد چي مي گم.اين لينك را حتما ببينيد اين هم يك لينك تخريبي ديگه
به شخصه نه از حاميان آقاي خسته بندم
و نه حق شناس
و يا نه كس ديگه اي.خوشبختانه يا متاسفانه توي اين دوره از انتخابات هم به دليل سنم نمي تونم راي بدم.ولي با اين بازي كه اين گروه راه انداخته واقعا دوست دارم كه حق شناس توي اين دوره از انتخابات مجلس راي بياره.
خبر تکمیلی:این تیکه از متن همین امروز(۲۵ اسفند) به پست اضافه شد.نتایج انتخابات توی انزلی مشخص شد و آقای خسته بندنماینده مردم انزلی توی مجلس هشتم شد.(علی رغم میل باطنیم).کاری به تخلف توی انتخابات نداریم چون خرید و فروش رای هم توسط طرفدارهای آقای خسته بند انجام شد و هم توسط طرفدارای آقای حق شناس(تخلف تخلفه کم و زیادش هم مهم نیست) فقط امیدواریم که ایشون وعده های خودشون را عملی کنند و مردم انزلی از این انتخاب خودشون پشیمون نشن.
به امید روزهای خوب برای شهرمون انزلی با نمایندگی آقای خسته بند.
نمي دونم چه جور ميشه تا انتخابات نزديكه پاي افراد بي حجاب هم در تلويزيون ما و به خصوص برنامه ي 20:30 باز ميشه.يك گزارش هم چند وقت پيش در مورد اين دادند كه آيا شما رايتون را يك ميليارد مي فروشيد يا نه.همه هم با قاطعيت مي گفتند نه.سيخ داغ تو اونجاي آدم دروغگو.
كافيه فقط يك بار توي روز انتخابات بعد از ساعت 9 شب بريد پاي صندوق هاي راي
تصميم گرفتم در صورت عدم قبولي توي كنكور يك زمين خارج شهر بخرم و تبديلش كنم به قبرستون.
واقعا يكي از شغل هاي پردرامد توي جامعه ي امروز قبرستون داريه.هر قطعه قبر بيشتر از يك ميليونه.تازه اين كار اشتغال زايي ميكنه از ارزش معنوي هم برخورداره.بالاخره يك قبرستون يك مرده شور مي خواد.يك گوركن مي خواد.يك نوحه خون و مداح و ....ميخواد(كسي آمادگي همكاري داره)؟
احتمالا پست بعديم ميره بعد عيد. پس پيشاپيش نوروز و چهارشنبه سوري را به همتون تبريك ميگم.اميدوارم سال خوبي داشته باشيد.
بدرود تا درودي ديگر
+
آرزو دوستت دارم.ابراز علاقه روي ديوار يك دبيرستان دخترانه اينجا+
اگه توي يك جزيره تنها باشيد كدوم يكي از اين دو تا را ترجيح ميديد(مخصوص پسرها) اينجا+
اينم هم يك مطلب در مورد امير قلعه نويي كه نوشته ي فوق العاديه.از دستش نديد.اينجا+
اينجا هم ميتونيد يك سري صداي سه بعدي دانلود كنيد و با هدفون گوش كنيد اينجا+
هيچ ميدونستيد تقلب حرامه؟اين را ببنيد.اينجا+
اين عكس را هم ببينيد كه بنده خدا به خاطر گرفتن نمره از استادش چه جوري به التماس افتاده اينجا+
اين هم يك مطلب طنز در مورد چگونگي برخورد با ولنتاين .خنده دار هم هست.اينجا-دو تا آف لاين واسم اومد كه خيلي جالب بود اول اينكه :
:به گزارش سايت امريکا يي ويککسيت که زلزله بم را پيش بينی کرده بود،با توجه به نقشه دما در هر ساعت و اطلاعات زلزله با دقت 0/1 درصد قدرت زلزله بيش از 7.1 ريشتر را براي تهران در تاريخ 17 اسفند 1386 پيش بينی کرد ، اين گزارش رو به دولت ايران با سند تحويل ، اما جدی گرفته نشد و به مردم اعلام نگرديد (به علت وحشت عمومی و احتمالات سيا سی) ، جان عزيز ترين کست اين مطلب رو براي همه اد ليستت سند تو ال کن تا 17 اسفند پشيمون نشی
از افراد تحصيل كرده ي كشورمون واقعا همچين چيزي بعيده.
دوم اينكه: بخونيد و براي دوستانتون هم بفرستيد.جوان 26 ساله اي به نام پندار يوسفي به واسطه ي نبوغ و دانش مشكلي مشكلي را در سايت گوگل ايجاد كرده كه موسسه ي نشنال جئوگرافي را با مشكلا فراواني مواجه كرده است.براي پي بردن به شاهكار اين فرد ايراني و همچنين كمك به تداوم هدفي كه او و همه ي ايرانيان دارند عبارت عربين گلف را در گوگل جست و جو كنيد و 3 لينك اول پيدا شده را باز كنيد.شما با پيامي رو به رو خواهيد شد كه شما را وادار مي كنيد عبارت پرشين گلف را جست و جو كنيد و براي هميشه واژه ي ساختگي عربين گلف را به قبرستان تاريخ بسپاريد.انجام اين كار از سوي شما اين 3ه لينك را هميشه در صدر سايت هاي جست و جو شده در گوگل قرار خواهد داد.
اولا اينكه اين ماجرا يك ماجراي خيلي قديميه.(ماجراي بمب گوگلي تقريبا بر ميگرده به هفت هشت ماه پيش يا بيشتر) ثانيا فقط ايده ي كار از پندار يوسفي بود و در واقع كار اصلي را اون وبلاگنويساني كردند كه با حمايت از اين طرح باعث ايجاد اين مشكل در گوگل شدندمصاحبه با پندار یوسفی
